بایگانی برچسب برای: تحلیل بنیادی

دیدگاه کوتاه مدت

سلام

اخبار خوبی از نیویورک به گوش نمی رسد و بازار ارز نیز به خوبی به این مسئله واکنش ذاتی اش را نشان می دهد ولی در حوزه ی بورس بازار به نظر به شکل قابل توجهی به این اخبار بها نمی دهد و نوسانات خود را دارد ولی مسئله اینجاست که از طرفی فروشنده حاضر به فروش در قیمت پایینتر نیستند و خریداران نیز مترصد کاهش قیمت ها و ریزش بازار همچنین نقدینگی قابل توجهی برای حرکت سهم های بزرگ بازار به بازار وارد نشده است و این امر نوسانات جزئی بازار را رقم زده است و هر از گاهی شایعات مربوط به افزایش نرخ ها؛ گروهی را بالا می برد.

یکی از دلایلی که می توان اقبال به بازار را به آن نسبت داد کاهش تورم در ۶ ماهه ی ابتدایی می باشد و بازار به این جهت در سهامی که به سودسازیشان اطمینان دارد مانند صنعت دارو به رشد پی بر ای صنایع مربوطه بها می دهد چرا که با کاهش تورم احتمال کاهش نرخ سود بانکی بالاست و این مسئله به پی بر ای گرفتن بازار کمک می کند. اما نکته ای را باید مد نظر قرار داد: با توجه به افزایش نرخ های اعلامی در شش ماهه ی دوم احتمالا در این ماه اتفاق خاصی نخواهد افتاد و احتمال اندکی افزایش در نرخ تورم می رود البته با مشخص شدن تورم می توان به کاهش نرخ سود بانکی در ماه های آتی دل بست.

به نظر گزارش های ۶ ماهه ی خوبی نخواهیم داشت و البته نشانه هایی از خروج از رکود در صنایع پایین دستی دیده می شود ولی نمیتوان دل به نشانه ها بست،  سیمانی ها مشکلات بسیاری برای فروش محصولاتشان دارند و در غرب نیز کارخانجات سیمان شرایط خوبی برای صادرات ندارند و عدم امنیت عراق مشکلات بسیاری برای آنها فراهم آورده است و رکود سنگین در بخش ساختمان نیز تمامی کارخانجات را تحت تاثیر قرار می دهد.

بحث در مورد مسکن بسیار است و سعی می کنم در یک پست جداگانه تحلیلی در موردشون داشته باشم ولی مدتی است حجم معاملات مسکن افزایش پیدا کرده است ولی از فصل تقاضای مسکن خارج شده ایم و با این تفسیر اتفاقات خاصی را در این بازار شاهد نخواهیم بود.

یکی از مشکلات همین نگاه تک بعدی است، در این کشور تا بخش مسکن تکان نخورد نمی توان امیدی به بهبود صنایع وابسته داشت، برای هر صنعتی باید استراتژی های مشخصی پایه ریزی شود، ایا قرار است تا ۵۰ سال آینده همواره عرضه ی مسکن به این میزان باشد؟! برنامه ی صنایع برای توسعه ی فعالیت شان چیست؟! متاسفانه فقط حال را در نظر می گیریم و به نظر باید نقشه ی دومی برای این مسئله برنامه ریزی شود ولی هر کس در این مملکت به فکر پایان دوره ی خود است و بس!

در بد مخمصه ای گیر افتادیم، فشارها بسیار است.

بگذریم

گزارشات بورس کالا از خرید و فروش فولاد نیز چنگی به دل نمی زند و این صنعت نیز گزارشات مطلوبی نخواهد داشت، برای مثال امروز در رینگ فولاد؛ فخوز ۲۰،۰۰۰ تن عرضه داشت و با وجود اینکه قیمت پایه را نسبت به گذشته کاهش داده ولی تنها ۴۰۰۰ تن معامله انجام شد و به طور کلی این صنایع پایه مشکلات بسیاری دارند.

در کل گزارشات ۶ ماهه جالبی به نظرم نخواهیم داشت.

شسپا به نظرم بسیار ارزنده است و در آینده بیشتر به آن خواهم پرداخت.

پی نوشت: برخی از صندوق ها به جهت پوشش ریسک به سمت ملک حرکت کرده اند.

 آیا رشد بازار ادامه دار خواهد بود؟!

کسری بودجه

در یادداشت قبل میزان کسری بودجه دولت تنها از بخش کاهش ارزش نفت خام برآورد شد. البته لازم به ذکر است که آن میزان کسری بودجه تنها از جنبه صادرات نفت خام بود و جنبه های دیگر اصلا مورد بررسی قرار نگرفت و رقم کسری فراتر از ارقام پیش بینی شده خواهد بود.

حال دولت برای مواجهه با این کسری بودجه چه اقداماتی را در پی خواهد گرفت؟

دولت راهکارهای متفاوتی را می تواند در دستورالعمل خود قرار دهد ولی دو راهکار اولیه ی دولت در مواجهه با این مسئله موارد زیر می باشد:

۱- کاهش تخصیص اعتبارات عمرانی

۲- کاهش ارزش پول ملی و افزایش ارزش دلار در بازار آزاد

دولت گذشته در حرکت هایی نادرست اقدام به افزایش قیمت ارز در بازار آزاد می کرد و با فروش ارزهای نفتی به نرخ آزاد از طرفی کسری بودجه ی خود را کنترل می کرد و از طرفی هم موجبات افزایش تورم را فراهم می کرد.

نتیجه ی این اقدام آن نوابغ اقتصادی را این روزها می توانید ببینید!!

رشد اقتصادی منفی، رکود اقتصادی، افزایش لجام گسیخته قیمت ها، افزایش نرخ تورم و هزاران درد بی درمان دیگر

 حال باید دید این کار توسط دولت تدبیر نیز انجام خواهد شد یا خیر

این مسئله باید از جهات مختلفی بررسی شود. دولت  از ابتدای کار خود به شدت به استراتژی خودش که کاهش تورم بوده است معتقد است و برای رسیدن به هدف مشخص شده از هیچ اقدامی فروگذار نبوده است و حتی به فشارهایی که صنایع بابت افزایش نرخ ها می آورده اند بی توجه بوده است و تمام تلاشش بر کاهش نرخ تورم بوده است با توجه به این اقدامات دولت به نظر می رسد دولت برای جبران کسری بودجه از تکرار اقدامات دولت قبلی پرهیز کند و ترجیح دهد برای مثال اعتبارات عمرانی را تعویق بیندازد و مسائلی ازین قبیل.

برای جبران این کسری دولت با کاهش عرضه ی ارز در بازار آزاد شرایط را برای بالا بردن قیمت ارز مهیا می کرد و دلارهای نفتی را به نرخ ارز بالاتر تسعیر می نمود که این امر باعث میشد کسری بودجه ریالی دولت جبران شود و پرداخت های دولت بدون هیچ کم و کسری صورت بپذیرد ولی از طرفی کاهش ارزش پول ملی را به همراه داشت. جدا از جذابیت هایی که کاهش ارزش پول ملی برای صادرات دارد ولی نباید فراموش کرد که اقدامات برای کاهش پول یک کشور از نظر اقتصادی به این معنی است که یک جنگ با تمام قوا صورت پذیرفته است. در حال حاضر دولت و بانک مرکزی بر روی نرخ فعلی دلار هم نظر هستند ولی آنچه که نگران کننده است تکرار اشتباهات گذشته می باشد و در صورت رخ دادن این اتفاقات به شخصه نمی توان امیدی به بهبود داشت.

۱- دولت در صورت کاهش دادن اعتبارات عمرانی هزینه های بسیاری را حتی از منظر تاخیر در پروژه ها به خودش تحمیل خواهد کرد و این اقدام نیز فشارهای بسیاری را بر دولت تحمیل خواهد کرد، فراموش نکنید که عملا با دولتی ورشکسته رو به رو هستیم و نمی توان دل به جملات امیدوار کننده بست و بخواهیم یا نخواهیم دولت ازین منظر ضربه خواهد دید و نظر بنده این است برخی از پروژه ها که از اولویت کمتری برخوردارند از سرعت پیشرفتشان کاسته شود مانند پروژه های مسکن مهر

در هر حال قصه ی کاهش قیمت نفت برای کشور ما سری دراز دارد چرا که ما تنها نــفــت داریم.به عنوان نکته ی آخر بزرگترین نیاز فعلی این کشور را انقلابی در شفافیت اقتصادی می دانم.

بخش سایه ی اقتصاد ما بسیار قدرتمند است و تفکیک بخش سالم و ناسالم ناممکن شده است.